الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

23

كفاية الأصول ( فارسى )

( امر ) كه مدخول ( لام ) است ، يكى از افراد و مصاديق آن . چنان كه : حرف ( ل ) در هريك از عبارات : جاء محمد لزيارتكم ، انفقت مالى لاكتساب مرضات اللّه ، به معناى غرض است و هريك از كلمات ( زيارت ) و ( اكتساب ) ، مصداقى از مصاديق غرض هستند . در نتيجه : اگر شما بجاى دو كلمهء ( زيارت ) و ( اكتساب ) كلمهء ( امر ) را بگذاريد ، مىشود مصداقى از مصاديق معناى ( لام ) كه به معناى غرض است . حال : اگر كسى بگويد : كلمهء ( امر ) نيز به معناى غرض است ، مصداق را با مفهوم اشتباه كرده است و چنين استعمالى باطل است . پس : اگر كلمهء ( امر ) مدخول ( لام ) واقع شد ، در مفهوم غرض استعمال نشده است . و امّا : در پاسخ به اين نظر جناب آخوند ( ره ) مىگوئيم جناب آخوند : خلط و اشتباه مفهوم با مصداق در جائى است كه شما مصداق غرض را با خود غرض مقايسه كنيد ، نه در جائى كه مصداق غرض را در رابطهء با مفهوم شىء در نظر داريد . به عبارت ديگر : اگر مصداق غرض را در رابطهء با مفهوم شىء در نظر گرفتيد ، خلطى پيش نمىآيد . بنابراين : اگر ( امر ) ، از آن جهت كه مصداق غرض است ، در مصداق غرض استعمال شود ، به طريق اولى جايز است كه در خود غرض هم استعمال شود . و اگر كلمهء ( امر ) از آن جهت كه مصداق شىء است ، مصداق غرض واقع شود ، اين خلط و اشتباه مفهوم به مصداق نيست . * * *